خرید بک لینک
باد بوی موهایت را می آورد

من به راهم...

در راه مترسکیست و یونجه زاری و نیزاری

چیزی برای ماندن نیست به راه جز عطر گیسوانت

در نیمه راه کلبه ایست و هرم گرمای آتشی و عطر چای آماده

من براه ام چرا که عطر موهایت خستگی به در می برد

رود جاریست وسنجاقکی و قاصدکی

و من خستگی تن به آب بوی موهایت می شویم

در راه همراهم با آسمان و کوه و دره تیر آرش که میرود

او برای بی پایانی مرزو و من برای بی انتهایی عطر موهایت

باد بوی موهایت را می آورد بانو

و درد میان یک بو چونان صاعقه ای می شکند

باد عطر می گستراند و تن تبدارم آشفتگی

باد می وزد به هرسو با کوله باری از نشانه های تو

و من خسته به راهی که مردم چونان پرچمی در تغییر

خسته ...بی حوصله و ناممکن...

اما باد....بوی موهایت را می نوازد

و من چونان دلقکی در امید آخرین لبخندهای جهان

به هرسوی وزش باد...می رقصم

+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۶ساعت 2:18 توسط |

برچسب: نگاه,هفتاد, نویسنده: مانی احمدپور تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 4:00

صفحه بندی