خرید بک لینک
زنده گی

تنگناهای غریبی داره

اونقدر غریب که جز بهت هیچی برات نمیمونه

اونقدر که فقط دلت نفس می خاد

اونقدر که فقط دلت میخاد رو برف زمستونی بخابی

و با برف زمستونی آب بشی و ...

یه وقتی بلند شی که هیچ دردی تو استخوان هات

از سوز سرمای زنده گی

باقی نمونده....

برچسب: نویسنده: مانی احمدپور تاريخ: يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت: 9:39

صفحه بندی